محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
8
اكسير اعظم ( فارسى )
بثور دهن و زبان سببش خون حاد است كه به اختلاط قدرى صفرا و يا تأثير حرارت غريبه يا تناول مسخنات محرقهء خون سخونت پذيرد و ميل به ظاهر جلد نمايد و درد او شديد مىباشد ، حتى كه از خائيدن چيزها بلكه از مطلق حركت منع مىكند . و از ماده بلغم و سودا نيز افتد . و شيخ ميفرمايد كه بثور دهن بيشتر به سبب حرارت نواحى سر و معده و بخارات آن باشد . و گاهى بدين سبب در حميات عارض شود . و گفتهاند كه چون در حميات حادثه بثور سياه كمد بر زبان پديد آيد بيمار در روز دوم هلاك گردد . طريق تشخيص اقسام اين بثور : بايد كه حال شدت و خفت درد از مريض بپرسند . اگر درد شديد گويد از مادهء حار باشد . و اگر درد خفيف بيان كند از مادهء بارد بود . و بعده به رنگ بثور نظر كنند كه رنگ سرخ بر ماده دموى و سفيد بر بلغمى و سياه بر سوداوى دلالت كند . و وجود آثار گرمى دماغ بر حرارت سر و علامات گرمى معده بر حرارت معده گواهى دهد . علاج : در بثور دموى فصد سر رو و حجامت نقره كنند . و گاهى به تكرار فصد حاجت افتد . بعده تنقيه به مسهل صفرا يا به مطبوخ هليله يا فواكه نمايند . و اشربه حامضه مثل سكنجبين و شربت انار و آلو و تمر هندى بياشامند . و غذا مزورات از حصرم و انار و مغز بادام و آش جو و ماش سازند . و در ابتدا مضمضه كنند به سركه و گلاب و يا به سركه كه در آن گل سرخ و برگ عنب الثعلب و برگ كاسنى و عصى الراعى و گشنيز و عدس جوشانيده باشند به دفعات متوالى مضمضه نمايند . و يا به آب كاسنى و عنب الثعلب و گشنيز و عدس تمضمض كنند . و رسوت به گلاب يا آب ليمون يا سركه سوده بر زبان بمالند . بعده مضمضه به آب سرد نمايند . و اگر سوزش زياده كند روغن گل در دهن بگيرند كه براى بثور زبان و قلاع نافع است . و قيروطى كه در آن گلنار و گل سرخ و گشنيز و طباشير سوده آميزند . و يا قيروطى روغن بادام مطيب به كافور در دهن طلا كنند . و گويند كه عصاره بلح تازه و لطوخ صندل سرخ بر آهن سوده و مضمضه و اكل سركه و كذا مضمضه به مطبوخ برگ عنب الثعلب تازه و پوست انار و گشنيز و عدس مساوى به سركه جوش داده هر واحد مفيد بثور دهان و زبان است . و اگر جوز السرو عدس مسلّم مكوه و حب كاكنج گشنيز برگ ريحان ماميران چينى هر يك نه ماشه سكر العشر دو نيم توله در گلاب پخته مضمضه كنند در اين باب از مجربات است . و به قول شيخ مفردات نافع بثور حار در ابتدا كه احتياج تبريد و تجفيف افتد هليله و مازو تخم گل و نشاسته و كزمازج و شياف ماميثا و گلنار و كتيرا و صندلين و گل سرخ و طباشير و سماق و عدس و گل ارمنى و پوست انار و جفت بلوط و قيموليا و فوفل و عصارات بارده مانند عصاره كاهو و عنب الثعلب و عصى الراعى و خرفه و اطراف انگور است . و بثور دهن اكثر صبيان به شكر طبرزد و كافور شفا مىيابد . و ادويه حار كه در آخر براى تحليل ماده احتياج به آنها مىافتد ماميران و دارشيشعان خاصة و پوست جوزبوا و سعد و زعفران و جوز السرو و گاو زبان و عاقرقرحا و قرنفل و پودينه و سك است . و فيما بين ابتدا و انتها ادويه بارد و حار مخلوط سازند و از ادويه قذره خرء كلب است . و گاهى در بثور متقرح احتياج به استعمال زرنيخ مىشود . و براى بثور دهان كه غليظ و مزمن شده باشد طبيخ دارشيشعان يك اوقيه عروق نيم اوقيه ماميران ربع اوقيه صبر دو درم زعفران يك مثقال مجرب است . و همچنين آبى كه در آن قرنقل و جوزبوا و دارشيشعان مساوى يا متقارب الاجزا جوشانيده باشند . و هرگاه بثور به تقيح و تقرح شروع كند لعاب متخذ از تخم كتان و تخم مرو و تخم ريحان و تخم خطمى . و يا اين به زور بنفسها و آرد جو و شير خر تنها يا مع چيزى از اينها استعمال نمايند . و گاهى به طبيخ بزر كتان بانجير و روغن زرد و آرد گندم و نعناع به حلبه حاجت افتد . و بعضى اطبا گفتهاند كه در علاج بثور دهان هيچ دوائى بهتر از گرفتن روغن اذخر نيم گرم در دهن نيست . و از كلام طبرى مستفاد مىشود كه گاهى بثور متقرح صغار در دهن و زبان ظاهر مىشود و در اكثر به نوع قلاع دموى مستحيل ميگردد . و او با حرارت و حدت و لهيب مىباشد و صاحب او به هواى بارد و آب سرد راحت مييابد . و به آن در تسكين وجع ساعتى منتفع مىشود و بعد از آن ازدياد مىپذيرد . و علاجش به دستور فصد و اسهال به مطبوخ هليله زرد كابلى و تمر هندى و آلو بخارا است . بعده فصد چهار رگ و حجامت قفا هر دو اگر قوت وفا كند پس مضمضه به عدس و گشنيز خشك و عصى الراعى و برگ عنب الثعلب و شاخهاى او در سركه و آب جوشانيده ساعت بعد ساعت كنند . و اگر قدرى از ثفل اين دوا در دهن بگيرند در تسكين وجع و حرارت ابلغ باشد . و چون بثور صاف شوند و درد كم گردد و برود ، طباشير و تخم خرفه و تخم گل و گلنار و نشاسته صمغ عربى و كتيرا و گشنيز سوخته و گل سرخ و قدرى كافور باريك سوده بر بثور پاشند . و در دهن گيرند . و هر گاه درد تسكين يابد همين ذرور در روزى دو سه مرتبه و هنگام خواب استعمال نمايند . و غذا رمّانيه و حِصرميه و مانند آن باشد و چون ايام اين قروح به طول كشد به شَرَط يا دلك به سركه و نمك علاج كنند تا آنكه پوست بخراشد